صدای گریه ی تلخم دمادم های صبح انگار
صدایِ گریه یِ تلخم دمادم های صبح انگار
میانِ خانه ای پُر شد که اهلش می شود بیدار
به دنیا آمدم اما به من دنیا نیامد چون
تمامِ هق هقم هر شب مکرر می شود تکرار
ندارد عرض تبریکی برای آن که غم دارد
تولد هایِ پُر دل واپسی دلشوره و آزار
پس از هر زاد روزی می شود هی پخته تر آدم
درونِ آتشِ این زندگانی با غمش هر بار
کنارش می شود کم یک به یک خیلِ رفیقانش
که روزِ مرگ تنها و ندارد لحظه ای غمخوار
#سهراب_عرب_زاده
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 14:39 توسط سهراب عرب زاده.سرگشته.
|
شاعری سرگشته