نه از حرفی به رنج آیم،نه از حرفی شوم شاداب
نه "آتو" از کسی گیرم،نه چشمی را کنم بی خواب

شبیهِ برکه ای هستم که از امواج ها دورم
چنان سردم و خاموشم ندارم لحظه ای گرداب

نه دلگیرم نه دل خسته،ِ نه امیدی به کس دارم
برایِ دیدنِ چیزی نخواهم شد دگر بی تاب

نه تعریفی نه تمجیدی مرا مدیون نمی سازد
دل آرامست و دیوانهِ نخواهد شد شب از مهتاب

تمامِ کار مردم این زمان رنگِ ریا دارد
کسی کهِ بی نقاب و بی ریا باشد شدهِ کمیاب

#سهراب_عرب_زاده